قدرت دفاعی قابل مذاکره نیست.
امام خامنه‌ای(مدظله العالی) 96/8/3
زارع شهرآبادی ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ اخبار, تشکیلات, خواهران, سیاسی, فرهنگی, کتابخانه 2 بدون دیدگاه

معرفی کتاب من زند ه ام

به گزارش بخش معرفی کتاب پایگاه اطلاع رسانی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد :

نام کتاب: من زنده ام

نویسنده: معصومه آباد کتاب من زنده ام
شابک:۰-۸۲-۸۶۸۳-۹۶۴-۹۷۸
ناشر: بروج با همکاری نشر ستایش
توضیحات: خاطرات دوران اسارت به قلم معصوه آباد
کتاب حاضر شرح خاطرات و زندگانی خانم معصومه آباد، از اسرا ی دروان جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس می باشد که به قلم خود ایشان نگاشته و در هشت فصل تنظیم شده است ، که به ترتیب شامل دوران کودکی و نوجوانی ، انقلاب ، جنگ و اسارت ، زندان الرشید بغداد، دوران انتظار ، اردوگاه موصل و عنبر و عکس ها و اسناد دروان اسارت و بعد از آن می باشد .
در بخشی از این کتاب می خوانید :« پی در پی صدای ضربه های همسایه ها (دکترها و مهندس ها ) را بر دیوار سلول می شنیدم که با نگرانی می پرسیدند:«چرا جواب نمی دهید» می خواستم بگویم « سرمان شلوغ است و سرگرم مردنمان هستیم » … در بهتی مالیخولیایی فرو رفته بودم . به هر طرف نگاه ی کردم نه بوی مرگ می داد و نه بوی زندگی …. سرم بزرگتر از تنم شده بود دیگر توان کشیدن آن را نداشتم . کاسه سرم خالی شده بود و صدا ها مثل سنگ ریزه هایی بودند که در ظرفی خالی این طرف و آن طرف می شدند. همه همدیگر را می شناختند و به هم نشنان نی دادند و سلام و خوش آمد می گفتند . دیگر استخوان هایم از این که روی زمین سرد و نمور افتاده بود تیر نمی کشید و درد نمی کرد ، چشم هایم همه چیز را زیباتر می دید ، افق نگاهم دور و دورتر ها را می دید ، راه که افتادیم دیگر سفتی زمین را زیر پایم احساس نمی کردم . همه جا رنگ داشت نه از جنس رنگ هایی که از آن خاطره داشتم . مور مور بدنم تمام شده بود ، نفسم هایم راه خود را پیدا کرده بودند . سوار بر کالسکه از باغی عبور کردم که گل هایش آشنا بود اما بزرگتر از باغ حیاطمان بود . مرا با کالسکه در آن می گرداندند . از کالسکه ران پرسیدم …..»

 

طراحی و پشتیبانی توسط گروه رضوان